آفتابِ بارانی

به نامِ پروردگارِ باران...

×وایسا من میخوام پیاده شم

 گاهی درست لحظه ای که تو ، نشستی و کنار خانوادت یا دوستات ناهار میخوری ، یا اینکه درحال  چُرت بعداز ظهر هستی ،
یه گوشه ای از سرزمینت ، یه زن میفهمه که شوهرش باز مأمویت داره... مأمویت یعنی...باز هم خداحافظی...و شاید برای آخرین بار...
[حاضرم نون خشک بخوریم اما پیش خودمون باشی ؛ اصلا پاشو برو بنایی و کارگری!اما شبها برگرد خونه...]

گاهی اوقات ، تصورات و تحلیلهامون با اصل قضیه فرسنگها فاصله داره...
[اکثر مردم نمیفهمیدند چه اتفاقی دارد می افتد...]

و انقدر مسئله مهمه و همه چیز سریع اتفاق می افته که یه پدر واسه ی ماموریتش حتی فرصت خداحافظی با بچه هاش رو نداره...
یه جریانِ کلفتِ ریشه دار که از نظر ما به ظاهر ساده ست ، از ماه ها و سالها قبل شروع شده...
[باید تا هرجای دنیا هم که شده ، برای تکمیل تحقیقات پرونده دنبالشان میرفتیم ببینیم اوضاع از چه قرار است و دمشان از آن طرف آبها به چه کسانی وصل است؟! از این طرف؛ یعنی از طرف داخل که ظاهراً خیلی دمشان کلفت و سنگین است...]
و وقتی پای نفوذ و خیانت رو وسط ببینی ..یا وقتی آدم هایی با مسئولیت های مهم که در ازای "پول" ، اندازه ی یک نخود نه روی کشورشون نه روی ناموسشون غیرت ندارند یا وقتی پاگذاشتنِ کثیف روی مقدسات رو ببینی چه حسی بهت دست میده؟؟!
یه جاهاییم میبینی همون آدمایی که دید کالا بودن به جنس زن دارن و صرفا دنبال عشق و حالن و حتی تجارتِ توحش گرانه راه میندازن ،

 شعار [زن مظلوم ایرانی] سَر میدن...

برنامه ها کاملا تعیین شدست اما ما فکر میکنیم صرفا یک مخالفت ساده و مردمیه...
[از آموزش ساخت نارنجک دستی تا پرتاب و... ؛
با چاقو ،چوب،سطل آشغال،بنزین و اینا آموزش میدیدند ]
[حدود ۵۰۰۰ نفر تا الان شناسایی شدند که از چهار کشور آمریکا،اسرائیل،انگلستان و ترکیه در مدت ۴۰ روز وارد ایران شدند! و حداقل نیمی از آنها در تهران مستقر هستند و اکثرشان اصالتاً ایرانی هستند و...
همه ی آن ۵۰۰۰ نفر کاملا آموزش دیده ، آماده و مسلط به امور جاسوسی و خرابکاری هستند و...]
و میبینی حتی پای یک [جنگ بزرگ دیجیکال] در میونه...

یه شبی میاد که سالها از جنگ و جبهه گذشته اما یه آدمایی برای ذره ذره ی خاکمون همچنان درحال جنگ و دفاع هستن...
[بچه ها امشب که سختتراز عملیات کربلای چهار نیست!...]


چه بَده که آدم از همون اول فقط یه مهره ی سوخته باشه...و تا آخرین لحظات زندگیش ازش استفاده بشه و آخرش هم رودست بخوره و توسط همدست های خودش ، کشته بشه...
[نمیخوام در به در پیچ و خم این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم]


چقدر نوع مُردن ها فرق میکنه...با خفّت و خواری و عذاب وجدان بمیری یا در اوج عزت و احترام...
[همه به خون نیاز دارند،چه حق چه باطل! حق برای پیشبرد اهدافش،باطل هم برای پیشبرد اهدافش! اما باطل ، به جانِ بی گناه و با گناه می افتد ؛ ولی حق ، حاضر است خودش را فدا کند تا با خونش بقیه بیدار بشوند!]

در حق کلمه ی "آزادی" اجحاف میشه وقتی اونو به

 "هرکاری که عشقم کشید انجام میدم" تعبیر میکنیم و وحشی بازی و نامردی(همه ی انواعش)و بی گناه کُشی و تجاوز و بی غیرتی و کور و کر شدن رو پای این کلمه میذاریم...
و وقتی که خودم شیپور و طبل تو یه دستم و تو دست دیگم تفنگ و چاقو دستم میگیرم و به اسم آزادی هر غلطی میخوام میکنم و به طرف مقابلم اجازه ی صرفاً دفاع نمیدم...
[نمیخوام یه موجود کم و خالی پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا من میخوام پیاده شم...]

این سوال که "اگر یه عده گمنامِ مخلص نبودند ، دقیقا چه میشد؟!" همینطور که زمان میگذره برام پررنگ تر میشه...
یه دسته از آدمها حیاتی هستن برای کشور اما خیلی غریب هستند...غریب زندگی میکنن ، غریب زحمت میکشن و غریب اما پر غرور و سرافراز از دنیا میرن...
چون عاشقند به معنای واقعی کلمه...
و به این فکرمیکنم که حدِّ مدیون بودنم رو به این عاشقانِ جان بر کفِ #کفِ خیابون میتونم بفهمم؟!

+متن درمورد کتاب کفِ خیابون (مستند داستانی)بود و جملاتی که تو قلاب اووردم ، قسمتهایی از این کتاب بود...لطفا صرفا از روی این جملات قضاوت نکنید..جریان هایی که نوشته خیلی مفصله و  از اون دست کتابهایی که تا کامل خونده نشده کنار گذاشتنش سخته (داستانش یه مستند نسبتا کلی درمورد جریان سال هشتادوهشته)
++یه مطلبی رو موقع خوندن و موقعی که میخواستم کمی ازش بنویسم واقعا نتونستم...و هربار فقط بی اختیار اشک ریختم...در این حد بگم که :


I'm Heeva
۲۶ ارديبهشت ۹۸ , ۰۸:۰۱
هعییییی... قراره چی سر ما بیاد ؟!اعوذ بالله خدا هم نمیدونه...

پاسخ :

سختی زیاد هست اما یه امیدِ اساسی داریم که :
"والعاقبة للمتقین"  : )
حسانه ..
۲۶ ارديبهشت ۹۸ , ۰۹:۴۹
سلام
بسته به زاویه اون طرف داره..
اون هم خودش حق میدونه که افتاده تو همچین منجلاب های...

پاسخ :

سلام...
اون طرف خودش رو حق میدونه (حق رو به خودش میده)
 اما پیش خودش میدونه که واقعا حق نیست!

فاطمه م_
۲۷ ارديبهشت ۹۸ , ۰۲:۳۳

در حق کلمه ی "آزادی" اجحاف میشه وقتی اونو به "هرکاری که عشقم کشید انجام میدم" تعبیر میکنیم... 👍

پاسخ :

سپاس از توجهت...
: )
bright future
۲۷ ارديبهشت ۹۸ , ۱۴:۵۰
سلام.خیلی خوبه که نوشته های خودتون هم در کنار متن کتاب دخالت میدید. 

پاسخ :

سلام.ممنون از توجهتون...
نمیدونم تواناییم تو این زمینه چقدره ولی با این کار ، یجورایی کمی از احساسات درونیم بروز پیدا میکنن و تو دلم از حجمشون کمتر میشه! : )
مردی بنام شقایق ...
۲۸ ارديبهشت ۹۸ , ۱۶:۰۳
سلام

رمان های این بنده خدارو تو کانال تلگرام خودش میخونم

هر شب یه تیکه اش رو میذاشت تا تموم میشد

بنظر کار نو و خوبیه این سیستمی که داره مینویسه

هفت هشتا رمان این مدلی داره آخرش پسر نوح بود که از قضا بد هم نیستن

پاسخ :

سلام.
چه خوووب...
منم تازگیا عضو کانالشون شدم..ولی فرصت نکردم زیاد بالا و پایینش کنم : )
تا الان از ایشون فقط کف خیابون و حجره ی پریا رو خوندم
بنظرم "در کل" کتابهای خوبی بودن...
ممنون از توجهتون...
الفبا
۲۹ ارديبهشت ۹۸ , ۱۹:۰۸
سلام میشه منو راهنمایی کنید من وقتی صبح پا میشم درس بخونم برای کنکور خواب سراغم میاد باید چیکار کنم تا این حس از بین بیره
به نظرتون خوردن چایی خوبه یا بده

پاسخ :

سلام
یه نکته ی خیلی مهم اینه که شب ها غذای سبک بخورید و خواب کافی داشته باشید(حداقللل۶ ساعت)
اگه خونتون حیاط داره ، صبحها یکم برید تو حیاط پیاده روی و ورزش کنید...یا همون تو اتاقتون یکم ورزش کنید..مثلا من خودم صبحها همون اتاق ، یکم طناب میزدم ‌^_^
صبحها زود بیدار بشید(شبها زود بخوابید!) و باحوصله دست و صورتتون رو بشورید و مسواک بزنید ، با حوصله موهاتون رو شونه کنید..اینا همه تاثیر داره...
وقتی بیدار میشید یه دوش سریع بگیرید( واسه سرحال شدن خیلی خوبه)
برای صبحانه وقت بذارید و کامل بخورید..
از شب ، برنامه ی درسی فرداتون رو بنویسید تا صبح بدونید باید چکار کنید...بعضیها رو دیدم که صبحها(مخصوصا تو این زمان باقی مونده تا کنکور) اول از همه یه آزمون یا مثلا ۵۰ تا سوال زیست یا یه تعداد سوال از هر درس دیگه به صورت زماندار جواب میدن تا تمرکز کنن و خواب از سرشون بپره...
چایی خوبه اما بعضیها هستن اگه چای شیرین بخورن، بیشتر کسل میشن تا سرحال بشن...اگه شما هم اینجوری هستید ، بدون شکر و قند ، چایی تون رو بخورید...آب میوه هم خوبه...یا مثلا من خودم گاهی اوقات صبح ها ، یه لیوان کاکائو میخورم(آب جوش+پودر کاکائو+شکر) واسم خیلی تاثیر داره...
تو طول روز ، میوه زیاد بخورید...میوه خوردن ، آدم رو شاداب میکنه...
هر یک و نیم یا دو ساعت که درس میخونید، برای ده دقیقه از سر جاتون پاشید یه دوری بزنید و آب بخورید و چندتا حرکت کششی انجام بدید دوباره درس خوندن رو ادامه بدید...
اینا همشون تاثیر دارن و مثلا خودم به خیلیاشون دیگه عادت کردم و انجام میدم...اما
یه دلیل خواب آلودگی و خستگی میتونه کمبود آهن و کم خونی هم باشه...اگه اینجوریه دکتر برید تا براتون آزمایش بنویسه و بهتون قرص بده...

باز هم سوالی داشتید بپرسید
موفق باشید : )
افغانی ..
۳۰ ارديبهشت ۹۸ , ۰۷:۳۰
سلام
درمورد 88
منکه کاندید عزیزم منتخب شده بود و کیفم کوک بود
تو جریانات اعترضات یک روز از سر کنجکاوی رفتم میدون انقلاب تهران . هنوز جماعت منسجم نشده بودن که دیدم از چند نقطه مختلف چندتا خانم و اقای بسیار شیک پوش و خوشتیپ انگشتها رو بصورت وی کردن و اومدن جلو ! جماعت با دیدن این افراد تحریک و تشویق شدن و جمع شدن و شروع به شعار دادن...
بعد از اینکه اشک اور زدن رفتم خیابون جمالزاده . دیدم همون چندنفر یکجا جمع شدن و میگن و میخندن و سیگار میکشن... !!!
گفتم ای دل غافلللل . چندنفر اجیر و مزدور بصورت هماهنگ شده لیدر شدن و دیگر جماعت رو سمت و سو دادن به جلوی درگیریها و خودشون رفتن عقب باخیال اسوده تماشا کنن !!!

رفتم بسمت خیابون 16 اذر دیدم جماعت انقدر زیاد بود قفل شده بود . ناگهان سربازها و لباس شخصیهای نظام با کابل و باتوم شروع کردن به زدن سر و صورت جماعت !!!!   و فرماندهاشون پشت ایستاده بودن و تماشا...


نتیجه گرفتم که سگ فرمانده و گوسفند فرمانبر  هردو بازیچه دستان چوپانها هستن...

پاسخ :

سلام.
بله تو این کتاب از تحریک مردم هم نوشته بود...
درسته...چی بگم...!  : (
البته بعضی معترض ها هم دیدیم قمه و اینا داشتن(کلی گفتم...پای طرفداری از کار پلیس و نظامیها نذارید)
متاسفانه از هر دوطرفِ ماجرا ، از احساسات یه عده سواستفاده میشه و فدایی میشن : (
هواپیما
۳۰ ارديبهشت ۹۸ , ۱۴:۴۸
سلام میخوام درد ودل کنم واقعا دلم پره اگه نکنم واقعا از غصه خوردن میترکم اگه لطفا امروز جواب بدین ممنون میشم
چون دیر نشه وقت کمه
من دختریی هستم متولد بهمن ماه سال 76 وبه خاطر مشکل ضعف یادگیریی مشکلات زیادیی داشتم
همش تو کنکور رد شدم چون نمیتونستم خوب یاد بگیرم از خدا خیلی ناراحتم چرا اینجوریی منو افریده کاش حداقل یکم استعدا دمیداشتم
تو مدرسه نمره هام پایین بوده معدل نهایی من کم شده بود که یکی از شروط تربیت معلم هم شرط معدل بود که اونم نشد
واقعا دیگه نا امید شدم از قبول شدن
بابام میگه با این معدلت هیچ شانسی نداریی میگه باید یه کار دولتی بتونی پیدا کنی که بتونم بفرستم دانشگاه
این دانشگاه رفتن برام شده یه ارزو
خاله لعنتی من سر منقل نشسته بود گفت دوگولش کار نمیکنه و من میدونم این قبول نمیشه
تازه مادر خودم که میگه احساسم میگه تو هیچی نمیشی زحمات نتیجه نمیرسه
تو مدرسه بهم میگفتن تو که شوتی
خلاصه به نظرتون کلا کنکور رو بی خیال شم یانه
خیلی دیر یاد میگیرم
از یه طرف اون همه هزینه کردم
از طرف نمیخوام بی خیال شم میدونم الان 30 اردیبهشت هست وخیلی خیلی زیاد دیره ولی دوس دارم به اون خاله  و اون همکلاسی و مادرم وبقیه اون ادمایی که تو کل زندگیم مسخره کردن منو بتونم خودمو ثابت کنم
ثابت کنم حرفاشون غلطه و اشتباه میکنن
اول باید بتونم این مشکل ضعف یادگیریی حل کنم اما موندم چیکار کنم ااهمین منو بدبخت کرده که چند سال از زندگیم از دس رفته بود

در کل میدونم الان خیلی خیلی زیاد دیره ولی لطفا یه برنامه یی بهم بدین که باید چیکار کنم
حالا من زورامو میزنم دو حالت داره یا میشه یانمیشه
تو روخدا امروز جواب بدین.
اگه نمره من عالی بشه فک کنم احتمالا اینده خوبی بتونم داشته باشم.
لطفا سر نمازاتون منو حتما حتما دعا کنید که امسال بتونم برم دانشگاه به خدا افسردگی گرفتم از سال 95 تو خونه هستم
همش تو فکرم میگم سوال های کنکور خیلی راحنه سعی میکنم تفکر مثبت داشته باشم.

پاسخ :

سلام..‌.نه راحت باشید...
فقط همین اول بخاطر خودتون بگم که من مشاور نیستم اما یه فعالیت هایی دارم! تجربم زیاد نیست ولی جاییکه بتونم سعی میکنم کمکتون کنم..  : )
دلیل محکمی دارید برای ضعف یادگیری؟ یا از روی مدرسه و چهارتا نمره به این نتیجه رسیدید؟
دیر یاد میگیرید یا حفظ کردنتون ضعیفه؟
هوش و استعداد ، تاثیرش شاید ۱۰ درصد باشه تو موفقیت(به خصوص کنکور)..و مسئله ی خیلی مهم ، تلاش و تلاش و پشتکاره‌...
عزیزم اینجوری نگووو درمورد خودت...  بقیه هرچی میخوان بگن اصلا انقدر بگن تا خسته بشن..بیخیال : )
 شما راه خودت رو برو...یه قاعده ای هست که میگه کلا در هر حالتی باشی ، یه عده حرفها و فضولیها و سرکوفت هایی دارن که بزنن.. 
پس بیخیال D:  
معدل و نمره های مدرسه ، درحال حاضر تاثیری نداره تو کنکور(تاثیرش مثبته یعنی همون بدون تاثیر)...خیلیا بودن با معدلهای ۱۳ ، ۱۴ مجازشدن تو  کنکور که هیچی ، حتی به چیزی دوست داشتن رسیدن ،  پس لطفاً  ذهنتو درگیر نمره هات نکن...
پشت کنکور موندن هم مسئله ی خاصی نیست..خیلیا(حتی با رتبه چهار رقمی) پشت کنکور میمونن..
این از این ؛
واقعا آفرین این خیلی خوبه که میخوای شروع کنی..فقط اینکه اول از همه تلاش کن خودتو به خودت ثابت کنی..واسه دل خودت و آینده و زندگیت تلاش کن : )
۴۶ روز فرصت داری و اگه ازش استفاده کنی ،میتونی قبول بشی... نمیدونم تا الان چی خوندی و چه کتابهای کمک درسی ای داری ، آزمون آزمایشی میدی یا نه و اینا  ( رشتت هم نمیدونم چیه ^_^ )
اول باید بررسی کنیم که تو چه درس ها و مبحث هایی نسبت به بقیه ی درسها قوی تری...تا بشه تصمیم بگیریم..
اگه دوست دارید برام توضیح بدید ..و اینکه علاقتون به چه درسهایی بیشتره هم بگید...
یه مسئله خیلی مهم هم اینه که تا جای ممکن سعی کنی شانسی یا سوالی که شک داری رو جواب ندی...
مثلا شما اگر از هر ده تا سوال کنکور فقط یدونه سوال جواب بدی(یعنی۹ تا جواب ندی)  درحالیکه از درستیِ جوابت "مطمئن" هستی ،
همه ی درصدهای شما میشه ۱۰ درصد ... و تو کنکور مُجازی..
باور کن تو این زمان باقی مونده، به درصد های خیلییی بیشتر هم میتونی برسی : )
اگه دوست داری به خودت و خدات قول بده که امروز بلند میشی...
ببین زندگی و موفقیت تنها تو درس خوندن خلاصه نمیشه...خیلی حِرفه ها هست که میشه توشون به مراتب موفق تر از تحصیل کردن بود و می تونن لذتبخش تر باشن...  
اما امسال این فرصت چندروزه رو داری پس خوبه ازش نهایت استفاده رو ببری ..نه؟!      پس به خاطر خودت و دلت تلاش کن‌‌...خدا هم کمکت میکنه...

منم با کمال میل در حد توان در خدمتم.. اگه مبحثی رو بخوای یا سوال درسی داری(هر درسی مخصوصا ریاضی) ( و غیر از فیزیک! )  واست توضیح میدم ، حل میکنم و...  یا کلا هرچی که نیاز داری حتما بگو یا از دستم بر میاد و خودم کمکت میکنم یا از یه نفر دیگه کمک میگیرم برات یا سایتی ، کانالی جایی رو بهت معرفی میکنم...
به قبولی فکر بکن و از هر لحاظ(حتی از لحاظ سوال پرسیدن!)سعی کن کم کاری نکنی ...
باشه خواهری ؟!
(الان اینجا یه صفحه میزنم برای سوالات درسی و هرچی که مربوط به کنکوره تا راحتتر باشیم و بقیه هم اگه سوالی داشتن بپرسن(از بالای وب میتونید واردش بشید) )
چشم حتما..محتاجیم به دعا...
انشاءالله بهترینها پیش بیاد..موفق باشی🌻
ℳムみɨsム ..
۳۱ ارديبهشت ۹۸ , ۱۱:۰۴
فرشتههههههههههههههههههههههه بدو بیا دارم نذری رولت میدم:)))

پاسخ :

مبارکههههههه ...سهممو نگه دار دارم میام : )))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگیِ ما عدمِ ماست . . .
...............................................................
می نویسم از احساسم،گذر روزهایم و پیش آمدهای زندگیم...
Designed By Erfan Powered by Bayan