آفتابِ بارانی

به نامِ پروردگارِ باران...

~پیوستِ الف + بعداً نوشت

ساعت یک و چهل و نه دقیقه ی بامداد شده و بعداز یک روز پرکار ، خسته ام اما ذهنم مشغول است...
خیالِ پریشانم ؛ کمی برایت بگویم که اینجا پراست از آدمهایی که عاشقند...خیلی هم زیاد...
مثلا امروز عاشق یک نفرند و دقیقه به دقیقه، محبت نثارش میکنند، عکس دونفره میگیرند و کادو میدهند...و فردا عاشق یک نفر دیگر...و باز هم محبت...
امروز عشق و نفس و زندگیشان یک نفر است و فردا ، یکی دیگر...
امروز در اوج احساسات و رمانتیک بودن ها، با یک نفر قول و قرار عاشقانه میگذارند که تا آخر با هم میمانند و فردا با کلی احساس بیشتر ، به یک نفر دیگر همین قول را میدهند...

امروز برای یک نفر میمیرند و فردا برای یک نفر دیگر...

و شاید حتی نگذارند کار به فردا بکشد...بلکه به طور همزمان به دو یا چندنفر ، محبت میکنند و عشق می ورزند...
خیالِ پریشانم ؛ میبینی چه دل بزرگ و چه احساسات سرشاری دارند؟
آنقدر روحشان بزرگ است که یک روز بعداز روزها عاشقی با یک نفر ، رفتارشان خیلی عادی میشود و میگویند : ما باهم کات کردیم...
گیج شده ام... به من بگو "آخر" کجاست؟ مجموعه ای که "آخر" را در خود جای میدهد ، چندعضویست؟
اینجا میگویند عشق ، کات شدنی است..اما تو به من بگو نیست...


خیالِ پریشانم ؛ ما کمی دیوانگی کنیم؟!
قول بدهیم هیچ ظرف زمان یا مکانی ، "آخرِ" باهم بودن و قرارهایمان را نتواند در خودش جا کند ...قبول؟!

[و قسم به شب هنگامی که به سوی صبحگاهان و روشنایی روز پیش می رود]



....................................................................................................................................................................

بعداً نوشت: راستش نمیخواستم نظرات این پست رو باز بذارم...امروز که سر زدم ، دیدم دوتا مخالف داشته
اول اینکه خیلی تشکر برای خوندن پست : ) ‌...دوم اینکه خیلی کنجکاو شدم که دلیلتون رو بدونم و لطفا اگه جایی اشتباه میکنم بهم بگید...
جَوونِ پیر
۲۳ خرداد ۹۸ , ۱۶:۲۹
نه متاسفانه حرفهاتون حقیقت داره و درسته!
عشق واقعی خیلی کم شده، خیلی...

پاسخ :

ممنون از توجهتون : )
 بله کلمه ی عشق رو شاید درروز زیاد بشنویم اما... 

مریم بانو
۲۳ خرداد ۹۸ , ۱۶:۵۲
یکی از مخالفان من بودم 

همینجوری ام مخالفت کردم مثل اسمورف غرغرو.

من از موافقت متنفری ام.

پاسخ :

منو بگو چقدر ذهنم درگیر شد :|  : )))) مرسی که یه ابهام رو واسم روشن کردی
اشکال نداره راحت باش : ))
مریم بانو
۲۳ خرداد ۹۸ , ۱۷:۱۹
اه بیا پسش گرفتم مخالفمو.تف به این دل مهربونم.

پاسخ :

نهههه مریم بانو اینو پس نگیییر ..دوستش داشتم :'(
میم میم
۲۳ خرداد ۹۸ , ۱۷:۳۰
سلام 
فقط راجع به بعدا نوشتت بگم بده؟
من متوجه شدم که دیس لایک یا همون مخالفم فقط و فقط و فقط از ظرف دوستانی که گه گداری حرفای خصوصی میزنید تقدیممون میشه. برای ثابت کردنش هم هیچ دلیلی ندارم

پاسخ :

سلام
خواهش میکنم...
چه  جالب! ¤_¤  اینم یه مدل ابراز ارادته : )
چون هیچ کدوم از پستهای وبم رو تا الان یادم نمیاد که رای مخالف خورده باشن
و یهو سه تا مخالف در عرض چندساعت ، واسم عجیبه و یه حس خطاکار بودن بهم دست داد...
** گُلشید **
۲۳ خرداد ۹۸ , ۱۹:۱۵
همش حقیقت:( حقیقتی تلخ

پاسخ :

شایدم ما فکرمون تلخ و توقعمون زیاده : ((
روناک رخساری
۲۳ خرداد ۹۸ , ۱۹:۲۱
خب چیکار میشه کرد؟ گاهی اوقات دست خودم آدم نیست :(

پاسخ :

خب یبار ، دوبار ، سه بار دست خود آدم نباشه... نه دیگه هر روز هرروز : (
باید مراقب بود...قلب و احساسات آدم ، اتوبان نیست که آدما بیان و برن...
یکی دراین حوالی....
۲۳ خرداد ۹۸ , ۲۳:۰۶
همش درسته متاسفانه:( یه حقیقت تلخ:( 

گفتی اتوبان 
یاد یه جمله ای افتادم میگه تو قلب بعضیا انقدر رفتو آمد زیاده بو پا میده😅😛😂

من یه اشنایم دراین حوالی از رو اخلاقمو نوع حرف زدنمم اصلا نمیشه شناختم اصلا😐😅
حوصلمم ته کشیده حال نداشتم با بیان بیام😁گفتم یکم شیطنت کنم😛
اگه گفتی کیم؟😐
کیههههه😐کییییییههههههه😐(بابا اتی تو قهوه تلخ شدم مثلا😛)

پاسخ :

متاسفانه...  : (
نمییدونمممممم اصلا نشناختم کی هستی...حدس هم نتونستم بزنم
اگه راست میگی که یه آشنا دراین حوالی هستی  ، از زیر در دستاتو نشون بده ببینم ^__^
جمله ی خوبی بود : ))
+راستی محیا! رنگ زیر پست که نوشته"کلمات کلیدی" و خط بین نظرات و نوشته ای که تعداد نظرات رو نوشته رو
 سبز کردم ...خوب شده؟ یا قبلا بهتر بود؟
محیا ..
۲۴ خرداد ۹۸ , ۰۰:۴۵
منو شناختی😐
میذاشتی قایم باشک بازی کنم یخولده:( 
اصلام معلوم نبودم😐 توباهوشی😁
هیچم ضایع نبودم مگه نه؟😂
وی همین یه مدل اخلاق را بلد بود فیلم هم بازی میکرد، وی از خنگولهای روزگار بود😅وی درکودکی خود مانده بود😅

خوشگلن خطا😊همینجوری قشنگه
درسته  که قبلشو یادم نمیاد😳ولی اینجوری قشنگه😊
وی از سربه هواهای روزگار بود😅

پاسخ :

: ))
خب دیگه دستاتو از زیر در نشون دادی ، شناختمت ^__^  : )
نههه اصلا ضایع نبودی ..خیلی نامحسوس عمل کردی :|
وی خیلی برایمان عزیز است *_*
: ))  مرسی چشمات قشنگ میبینه : )
قبلا خاکستری بودن : )
bright future
۲۴ خرداد ۹۸ , ۰۵:۵۱
اون مخالف دیگه، من بودم.
اونی که عاشقه ازدواج میکنه.
قدیما که ازدواج رسم بود، طبق برخی آمارهایی که شنیدم، بیش از ۹۰٪ دوستی های دختر و پسر به ازدواج ختم نشد. الان که دیگه خیلی از جوانها اصلا به ازدواج اعتقاد ندارن.

پاسخ :

ممون از توجهتون : )
درسته..یا حداقل تمام تلاششونو برای ازدواج میکنن...
روابط رایجی که محدود به مادیات و جسم هستن ، عشق نیست.
متاسفانه خیلی چیزا جا به جا و عوض شده؛یا مثلا یه ازدواجی صورت میگیره و بعداز یمدت،
یکیشون  وارد رابطه ی به قول خودش "عاشقانه ای" با فردی غیراز همسرش میشه و ...
خدا عاقبت همه رو بخیر کنه...
آرام :)
۲۴ خرداد ۹۸ , ۱۱:۳۱
من لایکیه بودم D:

پاسخ :

^__^ ممنون لطف کردی : )

+ امروز یه نفر نظرش عوض شد و رای موافقش رو به مخالف تغییر داد :|  : )))
پرتو کیانی
۲۴ خرداد ۹۸ , ۲۰:۵۵
من موافقت کردم ...
چقدر بد شده این دوره زمونه که ذات آدما پشت نقابی که از خودشون به نمایش میذارن پنهان شده...

پاسخ :

ممنون لطف کردی : )
خیلی بد شده...یجورایی هم انگار دیگه عادت کردیم به این رَوَند....
محیا ..
۲۴ خرداد ۹۸ , ۲۲:۴۰
قربونت بره وی😘😍توهم برام خیلی عزیزی😍😘

پاسخ :

 😘💙💛
ارش ..
۲۴ خرداد ۹۸ , ۲۲:۵۱
من که به عشقم همیشه وفادارم تا زمان مرگش اینو خودشم میدونه

پاسخ :

چه خوب که میدونه : )
 عشق بین شما و لپ تاپتون برای عصر حاضر ، یه اسطوره ست...!
اسی $
۳۱ خرداد ۹۸ , ۱۱:۲۰
من همین لحظه تصمیم گرفتم به تمام مطالبت منفی بدم😂😂
چرا تاپیک اخر نظراتش بسته است! 
خلاصه بخوام بعنوان یه پیشکسوت در عرصه ی عشق و عاشقی
دل و قلوه ، ادا و اطفار، کش و مکش  ، فیل و فنجون... نظر بدم
نه فیل و فنجون ربطی نداشت اشتباه نوشتم😂
خب ولش کن بذار باشه فیل گناه داره... 
بطور خلاصه باید بگم تف تو عشق 😂
تف تف تف
اخییییییی
تتتتتتتتتتتتتتتتف
امیدوارم اصل مطلب رو گرفته باشید😂😂

بقول استاد پناهیان اصلا از اول قرار نبود ما همچین خرکی عاشق یکی بشیم
فقط خدااااااااااااااااااا
تف تو بقیه😂
only god
tof 
in 
others
به دو زبون نوشتم خارجی های وبلاگت هم متوجه بشند😂
خب من برم پست هاتو منفی بدم که خیلی کار دارم
بای بای😂

پاسخ :

:|

مولانا برای توصیف عشق میگه :
هر چه گویم عشق را شرح و بیان/چون به عشق آیم خجل مانم از آن
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت/شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت

اما شما با یه بیان مختصر ، شیوا ، رسا ، مستند و دوزبانه ، عشق رو کاملا تفهیم کردید
و حتی جانِ کلام بزرگان رو هم روشن کردید ...استاد تشکر : )) 
 من یه سند دیگه هم در راستای اثبات قسمت پایانی صحبتهاتون بیارم..دبیرستان که بودیم ،
هررر شعری میخوندیم ، معلممون میگفت منظور خداست! : )

بله دیدم منفی ها رو :/
موفق باشید ¤_¤
اسی $
۰۶ تیر ۹۸ , ۱۳:۳۰
سلام فرشته خره چرا تاپیک جدید نذاشتی:))
اینقدر حرصم درمیاد تاپیک آخری نظراتش رو بستی :))

پاسخ :

سلام ( لا اله الا الله میگوید و ادامه میدهد) جناب اسی
اتفاقا دارم یه پست جدید مینویسم...

چرا حرصتون درمیاد؟! : )) فقط یه شعره برای توصیف اون روزم...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگیِ ما عدمِ ماست . . .
...............................................................
می نویسم از احساسم،گذر روزهایم و پیش آمدهای زندگیم...
Designed By Erfan Powered by Bayan