آفتابِ بارانی

به نامِ پروردگارِ باران...

پراکنده


این چندروز چندتا روزنوشت نوشتم اما هر بار به دلیلی منتشرشدن نکردم...الان هم روز نوشت نیست و کمی پراکندگیه : ) احتمالا بعداً برای بعضی مورد ها پست جدا بزنم و توضیح بیشتر بدم...

۱_بعد از قرنها فیلم ندیدن ، جدیداً سریال بچه مهندس رو که پاییز فکر کنم میدادش اما من نگاه نمیکردم دنبال میکنم...امشبش خیلی بد بود :'( بی اختیار و بیصدا برای مادر جواد و جواد اشکام میریخت...جناب برادر دیدم و گفت "بابا فیلمه..این الان بلند میشه (یعنی مادر جواد که مثلا کشته شده بود)حقوقشو میگیره میره بعد تو نشستی واسش گریه میکنی :/ "
حرفش که اثری نداشت اما از اینکه تشخیص داد که "فیلمه" خوشحال شدم : ))

۲_دیروز با زندایی مفصل درمورد کشور و مدرسه ها و دانشگاه و تصمیمشون برای خرج از کشور حرف زدیم...آخرش شد یه "هعیییییییی..." از ته دل...
کاش مثل برای کنسرت و ورود زنان به ورزشگاه، یکبار هم برای اعتراض به سیستم آموزشیمون میریختیم تو خیابون...کاش انقدر که درگیر بحث های کاذب و لباس و زندگی بازیگرها هستیم ، یه حرکتی برای وضع آموزشمون انجام میدادیم... :'(  

(یه پست جدا در آینده)


۳_چندماهه که اگه جایی هستیم که نذری میدن (هرچی) خیلی مواظبم که فقط به اندازه ی تبرک بردارم...و به کسی که همراهمه هم اینو میگم که نذری باید پخش بشه و اگه هرکس به اندازه ی تبرک برداره ،این تبرک به تعداد افراد بیشتری میرسه...امروز دیدم این کارم بالاخره تاثیر گذاشته و یه نفر دیگه که هربار چندتا چندتا برمیداشت هم به این موضوع معتقد شده : ) 


۴_یه حرکت دیدم که بنظرم خیلی خوبه...یه خانواده ای که فعالیت های خیریه ای انجام میدن ، اعلام کردن که زباله های خشک و کاغذهای باطله هم میپذیرن( زباله ها جدا کاغذها جدا) بعد اینا رو به مراکز بازیافت میفروشن و پولش رو برای کارهای خیریه شون استفاده میکنن...با این حرکت ، الان خیلی از همسایه ها ، روی جدا کردن زباله های خشک و تر مصمم شدن...
و هم اقدام پسندیده ی جدا کردن زباله ها رو انجام میدن و هم حتی اگه هیچ کمکی به خیریه نداشته باشن ، زباله های خشکشون یه کمک ثابته : )


۵_استفاده ی زیاد از روغن و مدام سرخ کردنی و یه بندانگشت روغن سیاه رو قرمه سبزی نشونه ی کدبانوگری نیست...هرروز هرروز فست فود خوردن کلاس نداره...اینا فقط ظلمه و تاسف داره...

نمیدونم ازکجا تو ذهن یه عده افتاد که دکتر رفتن و دارو خوردن و مریضی با کلاسه : | واقعا نمیدونم چرا بعضی ها با پز و کلاس از سرم زدن و بیمارستان رفتن حرف میزنن...بی توجهیِ عمدی به سلامتی ، تنبلی و بی مسئولیتیه...این سرمایه ی بزرگ رو با دستای خودمون از دست ندیم...!

۶_چندروز پیش شرایط جوری بود که حتمااا باید یه چیزی برای عصرونه میداشتیم اما نداشتیم! میخواستم کیک بپزم اما تخم مرغ هم نداشتیم...طی یه اقدام ضربتی و کمی خودکفایانه از خواهر گوگل یه دستور کیک بدون تخم مرغ یادگرفتم و پختم...از تصورم خیلی بهتر شد و اصلا مشخص نبود تخم مرغ نداره : ) تجربه ی جالبی بود...


۷_ [از دماغ من سرگشته خیال دهنت

      به جفای فلک و غصه دوران نرود]


۷_یه وقتایی هی باید مواظب باشی جلوی احساساتتو بگیری و سرشار از احساس بودن کارو سخت میکنه...


۸_ هواپیما جان اگه هنوز به اینجا سر میزنی یه پیام بده..ممنون : )



محیا ..
۱۵ مرداد ۹۸ , ۰۴:۵۱

سلام 

خوبی عزیزم؟:) 

دلم برات تنگ شده بود

چقدکم پیدایی...

 

ازکدومشون حرف بزنم!؟:) 

بامورد هفت الان خیلی همزاد پنداری میکنم

البته دوتا هفت داره;) 

هفت دومی منظورمه;) 

 

کیک بی تخم مرغ!جالب بود برام

تواز هر انگشتت یه هنر میبرها;) 

 

دلتم که مثل خودم نازکه منم بااین سریاله وقسمت مردن مادر جوادخیلی گریه کردم:( 

پاسخ :

سلاااااام
خوبم سلامت باشی : )
به همون دلیل که شما وبتو حذف کردی :|منم کم پیدام ^__^  : ))

: ))
آره چیز جالبیه...
نه بابا این هنر خواهر گوگل بود : )))
بترکه این وثوق :'(
mohammad.j n.safavi
۱۵ مرداد ۹۸ , ۰۷:۰۰

سلام فرشته روی زمین

اون نظرتون درباره غذای نذری خیلی نظر درستیه,کاش بقیه ام یاد بگیرند

تو اون بخش غذام,یکی از اصول آشپزی ایرانی اینه که میشه هر چیزی رو تفت بده,به خاطر این کلا غذاهای ایرانی روغنی اند

پاسخ :

سلام آقای محمد .ج ن.صفوی : )
بنظرم عادت ها و کارهای خوب رو باید گفت(البته نه اینکه ریا بشه)..هم روی خودمون موثره هم روی دیگران...
درسته...حالا اگه آدم در کنار این همه روغن خوری ، فعالیتش زیاد باشه یا تغذیه ش رو هماهنگ کنه باز بهتره
اما الان فعالیت و پیاده روی و ورزش کمتر شده و فست فود خوری و استفاده از پنیر پیتزا هم بیشتر ...

علی علوی
۱۵ مرداد ۹۸ , ۱۱:۵۱

از این پست عکس رو پسندیدیم !

پاسخ :

خداروشکر : )
امیدوارم حس خوبی که اونجا داشتم به اونهایی که عکس رو میبینن هم منتقل شده باشه : )
فاطمه م_
۱۶ مرداد ۹۸ , ۱۰:۰۹

موارد ۳ و ۴ خیلی خوب بودن :) دم شما و دم اونها گرم ^_^

 

۶) خواهر گوگل :))

پاسخ :

چاکریم : )
: ))
محیا ..
۱۷ مرداد ۹۸ , ۰۲:۳۰

عززییییزم:))) توجیه شدم

جواب قانع کننده ای بود:)

دلم به هرحال برات تنگ شده بود😍😘

مراقب خودت باش عزیزدلم😍

 

انشاالله هم وثوق هم همه ادم بدا بترکن پخش دیواربشن:)))

 

پاسخ :

😁😂
منمممم دلم برای حرف زدن باهاتون تنگ شده‌...
حتی برای وبم...کلی حرف مهم هست که باید بنویسم...
همچین  محیاجونم 🤗😘😍

آمیییییییین 😍😂
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگیِ ما عدمِ ماست . . .
...............................................................
می نویسم از احساسم،گذر روزهایم و پیش آمدهای زندگیم...
Designed By Erfan Powered by Bayan